نورنیوز- گروه سیاسی: بالاخره بعد از چند روز زمینهچینی تبلیغاتی در رسانهها، سخنرانی سالانه دونالد ترامپ در کنگره آمریکا برگزار شد. این سخنان که تنها یک روز پیش از آغاز دور سوم مذاکرات سرنوشتساز با ایران مطرح شد، نشان داد که واشنگتن همچنان سیاستی مرکّب از فشار و تهدید را در قبال تهران دنبال میکند. هرچند ترامپ بارها بر «ترجیح دیپلماسی» تأکید کرد، محتوای سخنان او پیامهای روشنی درباره اهداف و خطوط راهبردی آمریکا به ایران ارسال میکند و این امر به تحلیل دقیق محتوای اظهارات وی و پیامدهای راهبردی آن نیاز دارد.
ایران در کانون سخنان ترامپ
ترامپ بخش عمدهای از سخنرانی خود را به ایران اختصاص داد و تهران را به مجموعهای از اتهامات شدید و البته تکراری متهم کرد: حمایت از تروریسم، سرکوب معترضان داخلی و تلاش برای ساخت سلاح هستهای. او با اشاره به عملیات نظامی تابستان گذشته، معروف به «چکش نیمهشب»، آن را بهعنوان نمونهای از آمادگی نظامی و بازدارندگی آمریکا مطرح کرد. این اقدام، علاوه بر جنبه عملی، به وضوح ماهیت تبلیغاتی و سیاسی دارد؛ زیرا ترامپ تلاش میکند هم مخاطب داخلی و هم جامعه بینالمللی را نسبت به قدرت و اراده آمریکا در قبال ایران متقاعد کند. او بدون توجه به موضع مکرر و همیشگی ایران مبنی بر مردود دانستن تولید، برخورداری و استفاده از سلاح هستهای، همچنان این شبهه ناموجه را مطرح کرد که ایرانیان هنوز به صراحت نگفته اند که به سمت سلاح هسته ای حرکت نمی کنند.
علاوه بر این، ادعاهای بیوجه ترامپ درباره اعتراضات داخلی در ایران و کشتار بیش از ۳۲ هزار نفر(!!) اگرچه از نگاه او مشروع و بهانهای برای فشار سیاسی است، اما در واقع بخش دیگری از تاکتیک رسانهای آمریکا برای محدود کردن فضای دیپلماتیک ایران در آستانه مذاکرات حساس پنجشنبه محسوب میشود. این ادعاها، در کنار تهدیدهای نظامی و اشاره به برنامههای موشکی، تصویر یک ایران تحت فشار را ترسیم میکند و پیام روشن برای مذاکرهکنندگان ایرانی دارد: هر حرکت خارج از چارچوب خواستههای واشنگتن، با واکنش شدید روبهرو خواهد شد. اساساً بخش مهم سخنرانی ترامپ، جنبه تبلیغاتی آن است: او میخواهد تصویر یک ایران تهدیدآفرین را ایجاد کند تا فضای داخلی آمریکا و محافل بینالمللی تحت تأثیر این روایت قرار گیرند. این شیوه، به نوعی فشار روانی و رسانهای بر ایران محسوب میشود و البته مذاکرهکنندگان ایرانی باید آن را بهعنوان یکی از متغیرهای پیچیده مذاکرات در نظر بگیرند.
با وجود لحن ضدایرانی، ترامپ چند بار بر «ترجیح دیپلماسی» تأکید کرد و اعلام کرد که آماده گفتگو است، اما در عین حال هشدار داد که هرگونه تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای با واکنش فوری مواجه خواهد شد. این رویکرد دوگانه، راهبردی کلاسیک در سیاست خارجی آمریکا است: ترکیب فشار و تهدید با دیپلماسی محدود. از منظر راهبردی، این بدان معناست که ایران برای بهرهبرداری واقعی از مذاکرات، باید توان بازدارندگی خود را حفظ کند و همزمان پیامهای دیپلماتیک موثری ارائه دهد که توانایی تهران در مدیریت تهدیدات و فشارها را نشان دهد. ترامپ با اشاره به برنامههای موشکی ایران و تهدید به ساخت سلاح هستهای، عملاً خط قرمزهای خود را مشخص کرده است. این ادعاها، چه واقعی باشند و چه تبلیغاتی، بخشی از تلاش آمریکا برای محدود کردن اختیارات ایران در مذاکرات است. نکته راهبردی برای ایران این است که نشان دهد توسعه موشکی یا برنامه هستهای صرفاً دفاعی و صلحآمیز است و هیچ خطری برای امنیت جهانی ایجاد نمیکند. مدیریت این ابهامات، کلید موفقیت دیپلماتیک در روزهای آتی خواهد بود.
یک تاکتیک جنگی در پوشش سخنرانی
به طور کلی، یکی از ابعاد مهم سخنرانی ترامپ، استفاده از ایران بهعنوان ابزار تقویت موقعیت داخلی است. او با ترکیب موفقیتهای اقتصادی، امنیتی و نظامی آمریکا با روایت ضدایرانی، تلاش میکند مخاطب آمریکایی را قانع کند که سیاست فشار بر ایران هم مشروع است و هم ضروری. این استراتژی، علاوه بر تأثیر بر افکار عمومی داخلی آمریکا، بر مذاکرات ایران نیز اثر مستقیم دارد: زیرا طرف آمریکایی نمیتواند از فشار سیاسی داخلی غافل شود و هرگونه امتیاز، ممکن است با واکنش افکار عمومی یا نمایندگان کنگره روبهرو شود.
سخنرانی اخیر ترامپ در صحن کنگره، تنها یک گزارش صرف از وضعیت و موقعیت آمریکا نبود؛ بلکه ابزار راهبردی برای تأثیرگذاری بر فضای مذاکرات با ایران بود. تاکتیک او روشن است: بازی با کارت دیپلماسی، توأم با فشار و تهدید، به همراه نمایش قدرت نظامی و تبلیغات و ادراکسازی جهانی علیه خطری موهوم به نام ایران. او در این تاکتیک از هیچ ابزاری ولو دروغهای آشکار نیز غفلت نکرد. در مقابل، ایران برای بهرهبرداری از فرصتهای دیپلماتیک، نیازمند راهبردی هوشمندانه و مدیریت فشارهای متعدد است: تقویت توان بازدارندگی، مدیریت رسانهای، و بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماسی، تنها مسیر حفظ خطوط قرمز ملی و دستیابی به نتایج ملموس در مذاکرات پیشرو است. موفقیت ایران در مذاکرات، مستلزم توازن دقیق میان دیپلماسی فعال و نمایش قدرت بازدارنده به همراه مقاومت هوشمند و سیال در برابر روحیه تحمیلگرای طرف مقابل است. هرگونه کوتاهی در این زمینه میتواند موجب محدودیت جدی در گزینههای چانهزنی شود.
نورنیوز