نورنیوز- گروه سیاسی: در سوم ژانویه ۲۰۲۶، جهان شاهد صحنهای آشکار از «امپریالیسم عریان» بود. نیروهای آمریکا با توسل به زور و نقض حاکمیت یک کشور مستقل، به ونزوئلا حمله کردند. این اقدام، با واکنش تند جامعه بینالملل، روبرو شد. اما شاید هیچ سخنی به اندازه اعتراف شفاف و بیپرده ترامپ، در همان ساعات اولیه حمله، گویای حقیقت پشت پرده این تهاجم نبود. او در یک کنفرانس خبری، بیهیچ پردهپوشی، هدف اصلی این حمله را اعلام کرد؛ «غارت». او گفت «شرکتهای نفتی آمریکایی به ونزوئلا خواهند رفت. ما زیرساختهای نفت را باید بازسازی کنیم تا برای آمریکا پول بیاوریم!»
اما عدهای با تفسیری خودباخته و وطنفروشانه، همان سناریوی ونزوئلا را به عنوان نسخهای محتوم برای ایران تصویر و ایران را در معادلهای ساده و خطی، با کشوری چون ونزوئلا قیاس میکنند تا افکار عمومی را به پذیرش تسلیم در برابر زورگویی جهانی وادارند. اما «چرا ایران، ونزوئلا نیست و اگر تهدیدها علیه ایران حتی اگر شبیه به ونزوئلا باشد با پاسخ و نتیجهای کاملاً متفاوت روبرو خواهد شد؟ برای پاسخ به این سوال باید تفاوتهای کلیدی بین دو کشور را در ابعاد مختلف بررسی کرد.
اولین تفاوت موقعیت سوق الجیشی این دو کشور است. ونزوئلا در قاره امریکا و در حیاط خلوت ایالات متحده قرار داد و امریکا اختیارعمل بیشتری برای مانور نظامی دارد، اما ایران در منطقه حیاتی و استراتژیک در غرب آسیاست که هرگونه خطای راهبردی تاثیر آن مستقیم بر امنیت انرژی جهانی و ثبات منطقه
خواهد داشت.
در سوم ژانویه ۲۰۲۶، جهان شاهد صحنهای آشکار از «امپریالیسم عریان» بود.
نیروهای آمریکا با توسل به زور و نقض حاکمیت یک کشور مستقل، به ونزوئلا حمله کردند. این اقدام، با واکنش تند جامعه بینالملل، روبرو شد. اما شاید هیچ سخنی به اندازه اعتراف شفاف و بیپرده ترامپ، در همان ساعات اولیه حمله، گویای حقیقت پشت پرده این تهاجم نبود. او در یک کنفرانس خبری، بیهیچ پردهپوشی، هدف اصلی این حمله را اعلام کرد؛ «غارت». او گفت «شرکتهای نفتی آمریکایی به ونزوئلا خواهند رفت. ما زیرساختهای نفت را باید بازسازی کنیم تا برای آمریکا پول بیاوریم!»
اما عدهای با تفسیری خودباخته و وطنفروشانه، همان سناریوی ونزوئلا را به عنوان نسخهای محتوم برای ایران تصویر و ایران را در معادلهای ساده و خطی، با کشوری چون ونزوئلا قیاس میکنند تا افکار عمومی را به پذیرش تسلیم در برابر زورگویی جهانی وادارند.
اما «چرا ایران، ونزوئلا نیست و اگر تهدیدها علیه ایران حتی اگر شبیه به ونزوئلا باشد با پاسخ و نتیجهای کاملاً متفاوت روبرو خواهد شد؟ برای پاسخ به این سوال باید تفاوتهای کلیدی بین دو کشور را در ابعاد مختلف بررسی کرد.
اولین تفاوت موقعیت سوق الجیشی این دو کشور است. ونزوئلا در قاره امریکا و در حیاط خلوت ایالات متحده قرار داد و امریکا اختیارعمل بیشتری برای مانور نظامی دارد، اما ایران در منطقه حیاتی و استراتژیک در غرب آسیاست که هرگونه خطای راهبردی تاثیر آن مستقیم بر امنیت انرژی جهانی و ثبات منطقه خواهد داشت.
از سوی دیگر، ایران دارای یکی از بزرگترین و مجهزترین نیروهای نظامی در منطقه است. توان موشکی قابل توجه، نیروی دریایی توانمند در خلیج فارس و شبکهای از متحدان غیردولتی و منطقهای و از همه مهمتر نیروی نظامی مقتدر و با اراده است که قدرت خود را در عمل و در جنگ 12 روزه به اثبات رساند.
این بازدارندگیهای نامتقارن هزینه هرگونه حمله به ایران را بسیار بالا میبرد. در مقابل اما ونزوئلا نیروی نظامی به مراتب کوچکتر و با توان بازدارندگی محدود در برابر یک ابرقدرت دارد. ایران با تجربه ۸ سال دفاع مقدس و تحریمهای طولانی، به این درک استراتژیک رسیده که امنیت ملی نباید وابسته به خارج باشد. این خودکفایی دفاعی، هزینه هرگونه حمله یا تهدید خارجی را برای دشمن به شدت افزایش داده و موجب ایجاد بازدارندگی مؤثر شده است. همین تجربه اخیر جنگ 12 روزه، موجب شد ایران توانمندیهای دفاعی خود را تقویت کند و نهادهای دفاعی خود را برای مقاومت طولانیمدت آمادهتر کند.
از سوی دیگر، ایران دارای ساختار حکومتی چند بعدی است که موجب انسجام بیشتر در برابر تهدیدات خارجی میشود. ونزوئلا ساختار سیاسی ساده ای دارد که آسیبپذیری آن را افزایش داده است و با رفتن مادورو ممکن است ساختار سیاسی فروبریزد.
از نظر اقتصادی هم ونزوئلا به شدت وابسته به صادرات نفت است و تحریمها ضربه مهلکی به اقتصاد تکمحصولی آن وارد کرده است. در مقابل هرچند تحریمها اقتصادی ایران را آسیب پذیر کرده اما ایران در این سالها سعی کرده است با تنوع بخشی به صادرات غیر نفتی و همچنین خوداتکایی، خود را با تحریمها تطبیق دهد. هرچند در برهههایی همزمانی توطئه خارجی با برخی ناکارآمدیها و تصمیمات غلط داخلی اقتصاد کشور دچار التهاب شده، اما نظام براساس تجربههای خود همراه توانسته بر این التهابات غالب شود و دوباره شرایط را کنترل کند.
بنابراین در ایران، به دلایل ژئوپلیتیکی منحصر به فرد، توان بازدارندگی بالا، عمق استراتژیک و ثبات داخلی نسبی، سناریوی ونزوئلا قابل تکرار نخواهد بود و هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میتواند به یک درگیری گسترده منطقهای با پیامدهای غیرقابل پیشبینی برای اقتصاد جهانی و امنیت بینالمللی منجر شود.
ایران مانند عراق نیست که یک نیروی خارجی وارد شود و دولت آن را سرنگون کند و قیمومت آن را در دست بگیرد. ایران انقلابی هرگز به اجنبی باج نداده و عزت و شرف خود را با بیگانه معامله نکرده است.
از سوی دیگر، در نگاه جمهوری اسلامی، محاسبات امنیتی و استراتژیک تنها بر اساس معادلات مادی و غربی نیست، بلکه بر اراده الهی و وعدههای خداوند تکیه دارد. این باور، منبع امید، صبر و مقاومت فرامادی در برابر فشارها و تهدیدهاست. و این دستگاه محاسباتی توحیدی، در دورههای مختلف مانند دفاع مقدس و خنثی شدن توطئه دشمنان به وضوح مشاهده شده است.
عامل موثر دیگر در مقاومت و ایستادگی ایران بر خلاف بسیاری از نظامهای شکننده، متکی به حضور و اراده مردم است. این حضور در صحنههای مختلفی چون راهپیماییهای عظیم در مناسبت های مختلف و همچنین در دفاع از امنیت و مشارکت در تصمیمسازیهای ملی (انتخابات) تبلور یافته است.
این سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی، نتیجه استقلال خواهی مردم ایران است.
ایران یک تمدن کهن با حکومتی مبتنی بر ایمان و مردمسالاری دینی است که در ۴ دهه گذشته، مکتب مقاومت خود را در عمل به جهانیان اثبات کرده است. بنابراین، تهدیدها علیه ایران حتی اگر شبیه به ونزوئلا باشد با پاسخ و نتیجهای کاملاً متفاوت روبرو خواهد شد.
صبح نو